زبانحال حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام قبل از شهادت
شاعر : جواد محمدزمانی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : مثنوی
طائر عـرشـم ولى پر بـستهام یـاد دلـدارم ولـى دلـخـسـتـهام
آسـمانم بى سـتاره مانده است درد، من را سوى غربت رانده است
نالـهها مانده است در چاه دلم قـاتـلــى دارم درون مــنــزلـم
من رضا را همچو روحى بر تنم هـسـتى و دار و نـدار او مـنم
ضامن آهـو مرا بوسیده است خندهام را دیده و خندیده است
بر رضا هرکس دهد من را قسم حاجتش را مىدهد بى بیش و کم
لالـهاى در گـلـشن مـولا مـنـم غصه دار صورت زهرا منم
زهر کین کرده اثر رویم ببین همچو مادر دست بر پهلو، غمین
در میان حجـرهاى در بستهام بىقـرارم، داغـدارم، خـستهام
این طرف با فاطمه باشد جواد آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد
کس نبـاشـد بین حجـره یاورم من جـوانمرگم، شـبیه مـادرم
ریشهها را کینهها سوزانده است جاى آن سیلى به جسمم مانده است
حـال که رو بر اجـل آوردهام یـاد بـابـاى غــریـبــم کــردهام
نیست یک درد آشـنا اندر برم خـواهـرى نبود کـنار پـیکـرم
تشنه لب در شور و شینم اى خدا یـاد جدّ خود حـسـیـنم اى خدا
|